ایجنت را روشن نمیکنیم تا وقتی مغزش روی میز باشد
اتصال به واتساپ و سایت کار یک بعدازظهر است. سختتر این است که ایجنت بداند چه نباید بگوید، کی انسان را صدا کند، و سفارش را کجا بگذارد.
-
بستهٔ لحن
سه جمله که همیشه میگوید، ده جمله که هرگز. فاصلهٔ شما با مشتری: رسمی، گرم، کوتاه. اگر این بسته نباشد، ایجنت شبیه چتبات همه میشود.
-
خط قرمز پزشکی، حقوقی، مالی
وعدهٔ درمان، تضمین سود، توهین به رقیب. هر حوزه خط خودش را دارد. ایجنت باید بلد باشد «این را انسان جواب میدهد» بگوید، نه اینکه حدس بزند.
-
قیمت و موجودی
اگر عدد عوض میشود، منبع عدد باید مشخص باشد. ایجنت نباید قیمت هفتهٔ پیش را بفروشد. یا به پنل وصل است، یا میگوید استعلام.
-
مسیر سفارش
نام، موبایل، خدمت، کد پیگیری. ایجنت حرف میزند تا اینها کامل شود؛ بعد انسان روی میز شما میبیند. چت طولانی بدون ثبت، بایگانی است.
-
تحویل به انسان
خشم مشتری، شکایت، مورد خاص. ایجنت مکالمه را خلاصه میکند و رد میکند. غرورِ «خودم حل میکنم» اینجا برند را میسوزاند.